السيد موسى الشبيري الزنجاني

5716

كتاب النكاح ( فارسى )

على اى حال در جلسه گذشته ما به تفصيل در مورد روايت فوق بحث نموده و در دلالت آن مناقشه كرديم . 4 ) اشكالات صاحب مسالك بر استدلال به روايت أبى بصير . روايت سومى را كه شهيد ثانى پس از طرح ، سنداً و دلالتاً به آن اشكال كرده است . روايت ابى بصير است ( كلينى ) عن عدة من اصحابنا عن سهل بن زياد ، عن احمد بن محمد ابى نصير ، عن عبد لكريم بن عمرو ، عن ابى بصير عن ابى عبد الله عليه السلام قال : تزوّجوا فى الشكاك و لا تزوّجوهم ، فأن المرأة تأخذ من أدب زوجها و يقهرها على دينه » « 1 » مفاد اين حديث اين است كه دختر مؤمنه را نبايد به غير مؤمن تزويج كرد زيرا زن مقهور مرد است و شوهر بر زن تأثير مىگذارد و لذا خطر انحراف زن وجود دارد . اشكال سندى شهيد ثانى اين است كه فرموده در سند حديث « سهل بن زياد » واقع شده كه او ضعيف و فاسد المذهب است ديگر اينكه « عبد لكريم بن عمرو » واقفى است و « أبو بصير » نيز مشترك بين ثقه و ضعيف است . از نظر دلالت نيز روايت تنها ازدواج با طائفه خاصى از مخالفين يعنى فقط آنها كه « شاك » هستند را ممنوع كرده و لذا اخص از مدعا مىباشد . « 2 » 5 ) نقد و بررسى استاد مد ظله نسبت به جواب صاحب حدائق از اشكالات صاحب مسالك . صاحب حدائق از اشكالات فوق جواب داده است . درباره اشكال سندى فرموده است : روايت اگر چه ممكن است با طريق ابو بصير سنداً تمام نباشد و ليكن همين روايت را به همين مضمون زراره هم نقل كرده است و براى روايت زراره دو طريق هست كه ممكن است شهيد ثانى يكى از آن طرق را قبول نكند ولى در طريقى كه صدوق در فقيه از زراره بواسطه صفوان نقل كرده است شبهه‌اى نيست ، طريق صدوق به صفوان اين است « أبى عن على بن ابراهيم عن أبيه عن صفوان » اين طريق بنابر تحقيق صحيح و بنابر مشهور حسنه است . لذا نبايد اشكال سندى كرد . « 3 »

--> ( 1 ) الوسائل ج 20 ب ( 11 ) من أبواب ما يحرم بالكفر و نحوه ، ح 2 ( 2 ) - مسالك الافهام 7 / 402 - 403 . ( 3 ) - الحدائق الناظرة 24 / 62 .